در فضیلت شب قدر آمده است شبی بهتر زا هزار ماه " لیله القدر خیر من الف شهر " و به احتمال قوی این شب ارجمند یکی از شبهای نوزدهم ، بیست ویکم و بیست و سوم ماه
مبارک رمضان است .
در آیه نخست سوره مبارکه " قدر " نیز تصریح شده است به آن که قرآن کریم در شب قدر نازل شده است : " انا انزلنا فی لیله القدر " در " تفسیر ابولفتح رازی " پیرامون شب قدر آمده است : شب تقدیر است و فصل احکام و تقدیر قضایا آنچه خواهد بودن در سال از اجال و ارزاق واقسام همه در این شب کنند و گفتند قوله " فی لیله مبارکه " هم این شب است و ...
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 1:27  توسط منتظر
|
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 14:54  توسط منتظر
|
صادق آل محمد (ع): کسی را که خوی بد باشد خود را معذب می دارد . و این عذاب اول به نفس موثر و از آنجا به دیگران سرایت می کند .
پیامدهای سو ء خلق:
آثار و پیامدهای دنیایی
زندگی محنت بار و ناخوش آیند .
اضطراب و تنهایی : بد خلقی ُنفس را به وحشت انداخته و همدمی را از بین می برد .
غم و اندوه : از حضرت علی (ع) شد چه کسانی همیشه بیشتر در اندوه به سر می برند فرمود : آنکه بد خوی ترین ایشان است .
پیامدها و عواقب معنوی
تباه کننده ایمان و عمل : بد خلقی ایمان را تباه می کند آن چنان که سرکه عسل را .
عدم موفقیت در توبه : پیامبر اعظم (ص) فرموده اند خداوند شخص بد خوی را از توبه محروم می گرداند . عرض شد چرا ؟ فرمود : زیرا بد خوی هر گاه از گناهی توبه کند گرفتار گناهی بزرگ تر از آن می شود .
نکته : مردی با زن صالحه ای ازدواج کرد ، به زنش گفت : من آدم بد خویی هستم ،آن زن در جواب گفت : بد خو تر از آن کسی است که تو را به بد خویی وا دارد .
+ نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 16:5  توسط منتظر
|
زندگینامه آن مرحوم
آية الله العظمى حاج شيخ محمد تقى بهجت در اواخر سال 1334 ه ق در شهر فومن واقع در استان «گيلان» به دنيا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود كه مادر را از دست داد .
تحصيلات ابتدايى حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال 1348 ه ق هنگامى كه تقريبا 14 سال از عمر شريفش مى گذشت، براى تكميل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال دركربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويى (غير از آيت الله العظمى خويى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه ق براى ارائه تحصيل به «نجف اشرف» رهسپار گرديد و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضى طالقانى (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام: حاج آقاى ضياء عراقى و ميرزاى نائيينى (رحمةالله) در حوزه درسى آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى وارد شد.
افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ محمد كاظم شيرازى (رحمةالله) صاحب حاشيه بر مكاسب - و در حوزه علوم عقلى، كتاب (الاشارات والتنبيهات) و (اسفار) رانزد آيت الله سيد حسين بادكوبهاى (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالى پرداخت و در تاليف كتاب (سفينةالبحار) با محدث كبير حاج شيخ عباس قمى (ره) همكارى نمود و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكى محضر عالم بزرگوار (سعيدى) و دركربلا از برخى علماى ديگر بهره برد، تااينكه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آيت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلك شاگردان اخلاقى - عرفانى ايشان درآمد و سرانجام در سال 1364 هق موافق با 1324 هش قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با كوله بارى از علم و كمال به سرزمين خويش هجرت نمود و در زادگاهش تشكيل خانواده داد و در حالى كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى كه هنوز چندين ماه از مهاجرت آيت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يكى پس از ديگرى مىشنود و درشهر مقدس قم رحلت اقامت مىافكند .
در قم از محضر آيات عظام: حجةالاسلام والمسلمين كوه كمرهاى و آيت الله العظمى بروجردى به هم رسانيده و انگشت نما مى گردد. معظم پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتيب شاگردانى بسيار قيمت گماشت و هنوز نيز تدريس درس خارج ايشان ادامه دارد.
محل تدريس درس خارج ايشان ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اكنون در مسجد فاطميه واقع در گذرخان تشكيل مى گردد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ايشان نيز همين مسجد است.
تاليفات معظم له عبارتند از :
يك دوره كامل اصول ، حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى (ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاة ، دوره كامل كتاب زكات ، دوره كامل كتاب خمس و حج ، حاشيه بر كتاب ذخيرة العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروى ، چندين مجله تقريبا يك دوره فقه فارسى، حاشيه بر مناسك شيخ انصارى (ره) و...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 19:3  توسط منتظر
|
معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی , تا خدا بوده و هست , معلم بوده و هست و هر روز روز معلم است .
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:44  توسط منتظر
|
"پسرم من در طول عمرم به پیامبرانی خدمت کردم و از آنان هشت هزار سخن حکیمانه اموختم که انها را در هشت جمله برای تو باز می گویم:
1-در حال نماز، قلبت را از توجه به غیر خدا نگه دار.
2-ان گاه که در میان مردم به سر می بری، زبانت را از بدگویی نگه دار.
3-هر گاه در ناز و نعمت هستی،گلویت را از حرام نگه دار.
4-وقتی در خانه دیگران به سر می بری،دیده ات را از مال و ناموس آنان نگهدار.
5-همواره دو چیز را یاد کن:یکی پروردگارو دیگری مرگ.
6-همیشه دو چیز را فراموش کن:یکی نیکی خودت به دیگران و دیگری بدی دیگران به خودت.
7-از بدی دوری نما تا ان نیز از تو دوری نماید.
8-سخن کم گوی و در همه جا به یاد خدا باش که او تو را از کیفرش بیم داده و بینا و دانا فرموده است.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 7:6  توسط منتظر
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 17:47  توسط منتظر
|
!میدانم که دعاهایم را میشنوی.
هنگامی که سر سجاده نیاز، من و تو با هم خلوت میکنیم،
فقط دلم به این خوش است که صدایم را میشنوی
و هیچ گاه از درددلهایم خسته نمیشوی.
آنگاه که زانوی غم بغل میکردم، تنها تو
سنگصبورم بودی و نالههایم را میشنیدی.
آنگاه که امواج خروشان بلا به سوی من سرازیر
میشد، تو بودی که به فریاد استغاثهام گوش فرامیدادی.
آنگاه که دشواریهای زندگی، یکی پس از دیگری مرا
در تنگنا قرار میداد، تو ندای «اَمَّن یجیبُ المضطرّ اذا
دعاهُ و یکشفُ السّوءَ» را از من شنیدی و اجابت کردی.
آنگاه که بیماری مرا رنج میداد، به ذکر
«یا من اسمه دواءُ و ذکرهُ شِفاء» پناه میبردم.
آنگاه که در مرداب گناهانم فرو میرفتم،
تو غریو الهی العفو مرا میشنیدی و یاریام میکردی.
آنگاه که از تو درخواستی میکردم که به صلاحم نبود
، تو بودی که میشنیدی و حکیمانه اجابت نمیکردی
و در گوشم عسی أن تُحبّوا شیْئا و هو شرٌّ لکم را میخواندی.
اینک ای خدایی که صدایم را میشنوی!
دوست دارم که این بار تو صدایم کنی… صدایم کن!
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 11:12  توسط منتظر
|
هر کس در هنگام خوابیدن یازده بار سوره مبارک قدر را بخواند خداوند برای او نوری خلق می کند که وسعت آن همانند وسعت هوا باشد و در هر درجه ای از آن نور هزار ملک می آفریند که هر کدام از آنها دارای هزار زبان و در هر زبانی هزار لغت که استغفار می کنند برای کسی که این سوره را خوانده .
همچنین خداوند برای خواننده این سوره قبل از خواب ملکی خلق می فرماید که کف دست او از هفت آسمان و هفت زمین بزرگتر می باشد و در بدن او موهایی است که برای خواننده این سوره تا روز قیامت استغفار می کند .
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 12:5  توسط منتظر
|
ای سبزتر از آبی های اقیانوس ،ای پاک ترین واژه عاشقانه،ای زیباترین رویای کودکانه ،در کدامین بهار عمر جستجو کنم تو را که قفس،نفس های پرواز را از ما ربوده است.ای آبادی فردای دلها،بیا تا گلها
ی بوستان عاشقی را يك به يك تقدیمت كنم.بیا که فریاد ها دیگر نای نگارش گفته های درون را ندارند.
ای خورشید حقیقت، از کدامین فلق طلوع خواهی کرد ، بر کدامین سرزمين دل ماوا خواهی گرفت و ودر کدامین آشیانه سکنی خواهی گزید، تا فرش راهت شوم و خاک قدومت را سرمه ای سازم از برای روزی که چشمان حقیقت باز خواهد شد وآنروز روز غریبی است روزی که مادر از فرزند وفرزند از مادر گریزان است.کجاست انی که یک عمر برای دیدنش ثانیه ها را به دقیقه هایش فروختم ودقیقه ها، همچنان پشت ساعت ها مدفون است وروزها از پی هم می آیند ومی روند
ای پاییز،ای زمستان، از سرزمین دلهایمان بیرون بروید که تابستان، شکوفه های زرین خویش را برای آمدن بهار پنهان کرده است تابش آفتاب مهربانی بر غروب آسمان دل ايمان در یکی از همین روزها،زمین تفتیده دل را بیدار خواهد کرد وبرای همیشه زمستان خواهدرفت.بیا یوسف زهرا (ایمان یزدانی)
+ نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 15:5  توسط منتظر
|