X
تبلیغات
شناخت امام زمان(عج)و وظایف منتظران حضرتش

شناخت امام زمان(عج)و وظایف منتظران حضرتش

وبلاگ مذهبی است وبه عشق آقا مطلب می گذارد

آغاز هفته ولایت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 19:36  توسط منتظر  | 

بسیجی عشقش ولایت است

ای تاریخ قلمت بشكند اگر ننویسی بر بسیجیان این فداییان خمینی چه گذشت

«بسیج» در لغت به معناى آمادگى است.
در فرهنگ دینى و اسلامى «بسیج» واژه مقدس و از اهمیت فراوانى برخوردار است و در واقع تمام کسانى که به خداوند عشق مىورزند، و در راه او براى اعتلاى کلمه اسلام، و عزت مسلمانان، با دشمنان خداوند، مقابله نظامى، سیاسى، فرهنگى و... مى کنند، عضو بسیج و بسیجى هستند; قرآن مجید مى فرماید: «به زودى خدا گروهى دیگر را مى آورد که آنان را دوست مى دارد و آنان نیز او را دوست دارند. اینان با مؤمنان، فروتن، و بر کافران سرفرازند، در راه خدا جهاد مى کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى ترسند، این فضل خداست. آن را به هر کس که بخواهد مى دهد و خدا گشایشگر داناست». (مائده، 54)
بنابراین، دوستان خدا، مخلصان، صالحان، صابران، پرهیزگاران، مجاهدان و ... بسیجیان هستند.
فرهنگ بسیجى داشتن به این معناست که کارهاى انسان رنگ خدایى داشته و در تمام حالات با خدا و متواضع و فروتن باشد. در چنین فرهنگى، انسان اهل عبادت، ایمان، تقوا، ایثار، شهادت، زهد، ابتکار، تلاش و جهاد در راه خدا، انفاق و... مى شود، و وجود چنین فرهنگى در جامعه اسلامى مى تواند بسیارى از مشکلات و ناهنجارى ها را رفع یا کاهش دهد.
با تکیه بر فرهنگ بسیجى، مى توان به قله هاى رفیع علم و دانش، اخلاق و فضایل رسید و پله هاى کمال را پیمود; قرآن کریم دستور مى دهد که مسلمانان در برابر دشمن بسیج شوند و از آمادگیهاى مختلف از نظر فنون و آموزش هاى نظامى، تلاش در عرصه فرهنگ و گسترش ارزش هاى اخلاقى و انسانى، تقویت دین خدا و اجراى احکام آن، پیروى از ولایت اهل بیت(علیهم السلام)و ولایت فقیه در زمان غیبت امام معصوم(علیه السلام) برخوردار شوند; «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِى عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُم...;(انفال،60) و هرچه در توان دارید از نیرو و اسب هاى آماده بسیج کنید تا با این تدارکات، دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان دیگرى را جز ایشان ـ که شما نمى شناسیدشان و خدا آنان را مى شناسد ـ بترسانید...».•

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 19:35  توسط منتظر  | 

هفته بسیج بر دلاورمردان هشت سال دفاع مقدس مبارک باد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 19:34  توسط منتظر  | 

سیداحمد خاتمي: انا لله و انا اليه راجعون

امام جمعه موقت تهران گفت:‌ گرچه روساي كليسا مي‌گويند جنايتكاري كه به نام كشيش دستور قرآن‌سوزي را صادر كرده است فردي بي‌ارزش و ديوانه است، ولي سخن اين است كه چرا دولت ايالات متحده به اصطلاح آمريكا، به ديوانگان اجازه‌ ميدان‌داري مي‌دهد؟

آيت‌الله سيد احمد خاتمي در گفت‌وگو با ايسنا در مورد عمل منفور قرآن‌سوزي در آمريكا گفت: انا لله و انا اليه راجعون. اهانت به قرآن كريم داغ سنگيني است كه بايد اين مصيبت را به محضر حضرت بقيه‌الله الاعظم حجت ابن الحسن ارواحنا لتراب مقدمه الفداه كه قرآن ناطق و صاحب قرآن است تسليت گفت.

وي افزود: اين جنايت جلوه‌اي از جنگ صليبي است كه مدت‌هاست دشمنان اسلام آن را آغاز كرده‌اند و بدون ترديد در اين جنگ، بازنده آنها هستند و خواهند ديد كه توان مقاومت در برابر نور گسترده و رو به افزايش اسلام را ندارند.

اين عضو مجلس خبرگان رهبري اظهار كرد: اين حركت خود نشانه‌ي ديگري است از خيزش جهاني اسلام كه كينه‌ي خود را اين‌چنين در اين جنايت به نمايش مي‌گذارند و بايستي اوباما و هيات حاكمه‌ي آمريكا در اين زمينه پاسخگو باشند؛ زيرا اين جنايت در حوزه‌ي جغرافيايي كشور آنها صورت گرفته و هيچ عذري در اين رابطه پذيرفته نيست.

خاتمي گفت: اميدواريم جهان اسلام با خروش جهاني خود عليه اين جنايت، جنايتكاران و آناني كه جنايت را در خيال خود دارند و فكر مي‌كنند مي‌توانند با اسلام عزيز مقابله كنند را از رفتار خود پشيمان كرده و با اين خروش خود به جهانيان اين پيام را بدهند كه «اي مگس عرصه‌ي سيمرغ نه جولانگه توست، عرض خود مي‌بري و زحمت ما مي‌داري».

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 18:45  توسط منتظر  | 

عيد مبارك باد

 

 

 

 

عيد سعيد فطر مبارك باد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 21:45  توسط منتظر  | 

بایدها و نباید‌های ماه مبارک رمضان

اگر چه برای روزه‌داران واقعی فواید روزه از نظر آثاری که بر جسم آنها دارد اهمیت کمتری نسبت به آثار روحی آن دارد اما به هر حال در روایات بر این نکته تأکید شده است که گذشته از آثار معنوی، روزه ماه رمضان در سلامت جسمی روزه‌داران هم مؤثر است.

فراموش نشود، تنها در شرایطی می‌توان انتظار داشت روزه‌دار سلامت جسم و روح را به دست آورد که مطابق اصول صحیحی رفتار کند؛ مثلا روزه می‌تواند با کاهش وزن بدن، سبب کاهش فشار بر مفاصل استخوانی پا، کمر و سایر اندام‌ها شود؛ البته درصورتی که شخص روزه‌دار، در خوردن افطاری و سحری طوری زیاده روی نکند که بعد از پایان ماه رمضان اضافه وزن پیدا کند. نکته حائز اهمیت این است که چرا اگر قرار است کمتر بخوریم و کمتر بیاشامیم برخی از ما در پایان ماه رمضان اضافه وزن پیدا می‌کنیم؟بدون شک یک جای کار مشکل دارد و آن، این است که نمی‌دانیم چه بخوریم، کی بخوریم و چطور بخوریم...!

در ماه مبارک رمضان، رژیم غذایی نباید به نسبت قبل خیلی تغییر کند و درصورت امکان باید ساده باشد. همچنین، رژیم غذایی باید طوری تنظیم شود که روی وزن تأثیر زیادی نداشته باشد. البته اگر فرد دچار اضافه وزن است، ماه رمضان فرصت مناسبی است تا وزن به حالت طبیعی بازگردد.

با توجه به ساعات طولانی ناشتا بودن، باید غذاهایی را مصرف کرد که به کندی هضم می‌شوند، مثل غذاهای حاوی فیبر زیاد.

غذاهای دیر هضم معمولا 8‌ساعت در دستگاه گوارش می‌مانند درحالی‌که غذاهای سریع‌الهضم فقط 3 تا 4ساعت در معده باقی می‌مانند.

مواد غذایی دیر هضم عبارتند از: حبوبات و غلات مثل جو، گندم، لوبیا، عدس، آرد، برنج با پوست و کربوهیدرات‌ها. غذاهای سریع‌الهضم عبارتند از: غذاهای حاوی قند، آرد سفید (که به کربوهیدرات‌های تصفیه شده معروفند).

مواد غذایی حاوی فیبر عبارتند از: گندم سبوس دار، غلات و حبوبات، سبزی‌ها، لوبیا سبز، نخود، ذرت، اسفناج، برگ چغندر، میوه‌ها (با پوست)، میوه خشک شده مثل برگه زردآلو، انجیر، آلوخشک، بادام.

غذاهای مصرفی باید در حالت تعادل با یکدیگر باشند و از همه گروه‌های غذایی مثل میوه، سبزی‌ها، گوشت، مرغ، ماهی، نان، حبوبات و محصولات لبنی در رژیم غذایی وجود داشته باشد.غذاهای سرخ شده باید محدود شوند زیرا باعث عدم‌هضم، سوزش سر دل و اختلال در وزن می‌شوند.


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 19:2  توسط منتظر  | 

راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند.



راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند.


گفتند: تو كه بيايى خون به پا مى كنى،جوى خون به راه مى اندازى و از كشته پشته مى سازى و ما را از ظهور تو ترساندند.

درست مثل اينكه حادثه اى به شيرينى تولد را كتمان كنند و تنها از درد زادن بگويند.

ما از همان كودكى، تو را دوست داشتيم. با همه فطرتمان به تو عشق مى ورزيديم و با همه وجودمان بى تاب آمدنت بوديم.

عشق تو با سرشت ما عجين شده بود و آمدنت ، طبيعى ترين و شيرين ترين نيازمان بود.

اما ... اما كسى به ما نگفت كه چه گلستانى مى شود جهان ، وقتى كه تو بيايى.

همه، پيش ازآنكه نگاه مهرگستر و دستهاى عاطفه تو را توصيف كنند، شمشير تو را نشانمان دادند.

آرى ، براى اينكه گلها و نهالها رشد كنند، بايد علفهاى هرز را وجين كرد و اين جز با داسى برنده و سهمگين ، ممكن نيست.

آرى ، براى اينكه مظلومان تاريخ ، نفسى به راحتى بكشند، بايد پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاك ماليد و نسلشان را از روى زمين برچيد.

آرى ، براى اينكه عدالت بر كرسى بنشيند، هر چه سرير ستم آلوده سلطنت را بايد واژگون كرد و به دست نابودى سپرد.

و اينها همه ، همان معجزه اى است كه تنها از دست تو برمى آيد و تنها با دست تو محقق مى شود.

اما مگر نه اينكه اينها همه مقدمه است براى رسيدن به بهشتى كه تو بانى آنى .

آن بهشت را كسى براى ما ترسيم نكرد.

كسى به ما نگفت كه آن ساحل اميد كه در پس اين درياى خون نشسته است، چگونه ساحلى است؟!

كسى به ما نگفت كه وقتى تو بيايى:

پرندگان در آشيانه هاى خود جشن مى گيرند و ماهيان درياها شادمان مى شوند و چشمه ساران مى جوشند و زمين چندين برابر محصول خويش را عرضه مى كند. (1)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

دلهاى بندگان را آكنده از عبادت و اطاعت مى كنى و عدالت بر همه جا دامن مى گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ريشه كن مى كند و خوى ستمگرى و درندگى را محو مى سازد و طوق ذلت بردگى را از گردن خلايق برمى دارد. (2)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

ساكنان زمين و آسمان به تو عشق مى ورزند، آسمان بارانش را فرو مى فرستد، زمين ، گياهان خود را مى روياند... و زندگان آرزو مى كنند كه كاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقيقى را مى ديدند و مى ديدند كه خداوند چگونه بركاتش را بر اهل زمين فرو مى فرستد. (3)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

همه امت به آغوش تو پناه مى آورند همانند زنبوران عسل به ملكه خويش.

و تو عدالت را آنچنان كه بايد و شايد در پهنه جهان مى گسترى و خفته اى را بيدار نمى كنى وخونى را نمى ريزى. (4)

به ما نگفته بودند كه وقتى تو بيايى:

رفاه و آسايشى مى آيد كه نظير آن پيش از اين ، نيامده است. مال و ثروت آنچنان وفور مى يابد كه هر كه نزد تو بيايد فوق تصورش ، دريافت مى كند. (5)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

اموال را چون سيل، جارى مى كنى ، و بخششهاى كلان خويش را هرگز شماره نمى كنى. (6)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

هيچ كس فقير نمى ماند و مردم براى صدقه دادن به دنبال نيازمند مى گردند و پيدا نمى كنند. مال را به هر كه عرضه مى كنند، مى گويد: بى نيازم. (7)

اى محبوب ازلى و اى معشوق آسمانى!

ما بى آنكه مختصات آن بهشت موعود را بدانيم و مدينه فاضله حضور تو را بشناسيم تو را دوست مى داشتيم و به تو عشق مى ورزيديم.

كه عشق تو با سرشتها عجين شده بود و آمدنت طبيعى ترين و شيرين ترين نيازمان بود.

ظهور تو بى ترديد بزرگترين جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خير خواهد كرد.

كلك مشاطه صنعتش نكشد نقش مراد هركه اقراربدين حسن خدادادنكرد


پى نوشتها:

1. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم:فعند ذلك تفرح الطيور فى اوكارها و الحيتان فى بحارها و تفيض العيون و تنبت الارض ضعف اكلها: ينابيع المودة، ج 2، ص 136.

2. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم: يفرج الله بالمهدى عن الامه، بملا قلوب العباد عبادة و يسعهم عدله، به يمحق الله الكذب و يذهب الزمان الكلب و يخرج ذل الرق من اعناقكم: بحارالانوار، ج 51، ص 75.

3. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم: يحبه ساكن الارض و ساكن السماء و ترسل السماءفطرها و تخرج الارض نباتها. لاتمسك منه شيئا، يعيش فيهم سبع سنين او ثمانيااو تسعا. يتمنى الاحياءالاموات ليروالعدل والطمانينه و ماصنع الله باهل الارض من خيره: بحارالانوار، ج 51، ص 104.

4. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم:ياوى الى المهدى امته كمال تاوى النحل الى يعسوبها و يسيطرالعدل حتى يكون الناس على مثل امرهم الاول . لايوقظ نائما و لا يهريق دما: منتخب الاثر، ص 478.

5. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم:تنعم امتى فى دنياه نعيما لم تنعم مثله قط. البر منهم والفاجر والمال كدوس ياتيه الرجل فيحثوله: البيان ، ص 173.

6. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم: يفيض المال فيضا و يحثوالمال حثوا و لايعده عدا:صحيح مسلم، ج 8، ص 185.

7. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم: يفيض فيهم المال حتى يهم الرجل بماله من يقبله منه حتى يتصدق فيقول الذى يعرضه عليه: لا ارب لى به: مسنداحمد ، ج 2، ص 530.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 9:34  توسط منتظر  | 

ماه شعبان ماه رسول الله

چه روز‌ها که يک به يک غروب شد نيامدي
چه بغض‌ها که در گلو رسوب شد نيامدي

خليل آتشين سخن؛ تبر به دوش بت شکن
خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي

برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم... نه
ولی برای عده ای... چه خوب شد نیامدی !

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام...
دوباره صبح... ظهر... غروب شد... نیامدی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 10:28  توسط منتظر  | 

فضیلت و اعمال ماه مبارک رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده که: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با کافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است کسى که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است که: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال، از او دور شود و هر کس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.

و همچنین فرمود که: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

از امام صادق(علیه السلام) روایت است که حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود که: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا که رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

ابن بابویه از سالم روایت کرده است که گفت: در اواخر ماه رجب که چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارک آن حضرت بر من افتاد فرمود که آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود که آنقدر ثواب از تو فوت شده است که قدر آن را به غیر از خدا کسى نمى‏داند به درستى که این ماهى است که خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.

پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر کس یک روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سکرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر کس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر کس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا کنند. و بدان که براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده که اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 1:30  توسط منتظر  | 

رابطه رفاه و جمعیت؛ واقعیت یا توهم؟

موضع گیری هایی از این دست در آن بازه زمانی در حالی بود که اصولا رابطه بین جمعیت و رفاه از نگاه عالمان دین قابل خدشه است. در عصر جاهلیت برخی به خاطر اینکه از روزی بیشتری برخوردار باشند، فرزندان خود را به قتل می رساندند. در قرآن کریم خطاب به این افراد آمده است:«وَ لا تَقْتُلُوٓا أَوْلَـٰدَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَـٰقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا.» یعنی:«هرگز فرزندان‌ خود را از ترس‌ فقر به‌ قتل‌ نرسانيد كه‌ ما آنان‌ و شما را روزي‌ مي‌دهيم‌؛ مسلّماً كشتن‌ آنها خطاي‌ بزرگي‌ است‌.»

مضمون این آیه و روایات مشابه را در ضرب المثل های فارسی هم داریم. آنجا که می گویند:«هر آن کس که دندان دهد، نان دهد.»

قضاوتی که بعد از رنسانس در غرب حاکم شد و عرفی کردن تمام قدسی ها را نیز با خود به همراه داشت، تمامی عوامل و احکام ماورایی را زیر سوال می برد و این نیز از آن جمله بود. این در حالی است که مطابق مسلّمات تشیع روزی رسان خداست و روزی همه بندگان خدا مشخص است. در قرآن کریم می خوانیم:«وَ فِی‌ السَّمَآء رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ * فَوَرَبِّ السَّمَآء وَ الارْضِ إِنَّهُو لَحَقٌّ مِّثْلَ مَآ أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ.» یعنی:«و در آسمانست‌ روزي‌ شما و چيزهائي‌ كه‌ به‌ شما وعده‌ داده‌ شده‌ است‌، پس‌ قسم‌ به‌ پروردگار آسمان‌ و زمين‌، آن‌ حقّ است‌ به‌ مثل‌ همين‌ گفتار و سخني‌ كه‌ بر سر زبانتان‌ داريد!»

عبارات قرآنی که روزی را دست خدا می دانند و عوامل مادی را نفی می کنند، کم نیستند. در قرآن کریم داریم:«وَ مَن‌ يَتَّقِ اللَهَ يَجْعَل‌ لَّهُو مَخْرَجًا * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَن‌ يَتَوَكَّلْ عَلَی اللَهِ فَهُوَ حَسْبُهُوٓ إِنَّ اللَهَ بَـٰلِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا.» یعنی:«و كسيكه‌ تقواي‌ خداوند را پيشه‌ سازد، خداوند براي‌ او گريزگاه‌ قرار ميدهد، و از آنجائي‌ كه‌ به‌ خيالش‌ هم‌ نمي‌رسد به‌ او روزي‌ ميدهد. و كسيكه‌ بر خداوند توكّل‌ نمايد، خداوند كافي‌ مي‌باشد براي‌ او. تحقيقاً خداوند رسانندۀ‌ امر خود هست‌. و حتماً خداوند براي‌ تمام‌ چيزها اندازه‌اي‌ قرار داده‌ است‌.»
نظر امام در مورد جمعیت کشور

اما اینکه ایران اسلامی پذیرای چه جمعیتی می تواند باشد، سوالی است که امام راحل پیشتر بدان پاسخ داده اند. ایشان می فرمایند:«مملكت ايران 35 ميليون حالا مى گويند جمعيت دارد. وسعتش آنقدر است كه براى صد و پنجاه ميليون تا دويست ميليون جمعيت كافى است. يعنى اگر دويست ميليون جمعيت داشته باشد، در ايران به رفاه زندگى مى‏كنند.»(صحیفه امام - جلد7 - صفحه 393)

*نظر رهبر انقلاب درباره کنترل جمعیت

همان سال ها پرسشی از رهبر انقلاب در مورد سیاست کاهش جمعیت مطرح شد. متن این پرسش و پاسخ با آیت الله خامنه ای در آن بازه زمانی در کتاب "کاهش جمعیت؛ ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین" نوشته علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسيني طهراني آمده است.

در این کتاب با اشاره به سیاست کاهش جمعیت به نقل از آقای خرازی این گونه می خوانیم:

«من‌ با حضرت‌ آية‌ الله‌ خامنه‌اي‌ ملاقاتي‌ داشتم‌ و ايشان‌ فرمودند: من‌ حدس‌ مي‌زنم‌ كه‌ اين‌ يك‌ نقشه‌ خارجي‌ باشد و با اين‌ امر موافق‌ نيستم‌. و در ملاقاتي‌ كه‌ با جناب‌ حجّة‌الإسلام‌ و المسلمين‌ آقاي‌ رفسنجاني‌ داشتم‌ ايشان‌ را راجع‌ به‌ خطر اين‌ امر گوشزد كردم‌؛ ايشان‌ گفتند: اين‌ يك‌ نظري‌ است‌. و ديگر گفتاري‌ نداشتند.»

خرازی با اشاره به این اظهار نظرها می گوید:«من‌ معتقد هستم‌ كه‌ اين‌ طرح‌، يك‌ نقشه‌ استعماري‌ و توطئه‌ ابرقدرتها مي‌باشد، و بي‌رابطه‌ با آن‌ جلسه‌اي‌ كه‌ در اسرائيل‌ جهت‌ كنترل‌ جمعيّت‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ تشكيل‌ شد، نمي‌باشد. مخصوصاً اين‌ طرح‌ زماني‌ در ايران‌ به‌ اجراء در آمد كه‌ چهارماه‌ بعد از آن‌ نقشه‌اي‌ بود كه‌ در اسرائيل‌، كنفرانس‌ آن‌ تشكيل‌ گرديد.»

نگارنده کتاب همچنین به مسائل زیادی در این حوزه اشاره می کند. او می نویسد:«تنها جائي‌ كه‌ شعار "فرزند كمتر، زندگي‌ بهتر" وجود ندارد اسرائيل‌ است‌. این مسئله شاید در مورد وهابیت و مناطق مرزی ایران نیز مصداق داشته باشد که البته برخی نگرانی های امنیتی را هم در این صورت در پی دارد.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 0:20  توسط منتظر  | 

ساده‌ترین راه اثبات وجود خدا چیست؟

با توجه اهمیت بحث، لازم است به تمامی نکات ذیل با تأمل و تدبر دقت شود:

الف ـ در وجود خداوند متعال هیچ شکی نیست که اثبات بخواهد. اگر کسی با همین چشم سر و ظاهر بینی ساده هم به عالم هستی نگاه کند، هیچ جایی برای شک او باقی نمی‌نماند. چطور ممکن است کسی که می‌داند هیچ چیزی خود به خود به وجود نمی‌آید و هیچ نظمی، اگر چه به کوچکی نظم یک اتاق، یک کلاس، یک دستگاه و ... خود به خود و بدون ناظم به وجود نمی‌آید، اینک شک کند که آیا نظم عالمانه، حکیمانه و قادرانه‌ی جهان هستی، خود به خود به وجود آمده است و خالقی و ناظمی علیم، و نگاهدارنده‌ای قادر و هدایت کننده‌ای مدبر نداشته است. لذا فرمود:

«...أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض ...» (ابراهیم – 10)

ترجمه: مگر در الله‌یی که ایجاد کننده و گستراننده‌ی آسمان‌ها و زمین می‌باشد شکی هست؟

‏ب ـ شخصی از امام صادق (ع) پرسید: چگونه خدا را بشناسیم؟ ایشان بدین مضمون فرمودند: شناخت خدا کار شما نیست! سؤال کننده متعجب شد و پرسید: پس چه؟ فرمود: بر خداوند است که خود را به شما بشناساند. پرسید: پس تکلیف ما چیست؟ فرمود: به آن شناسایی ایمان بیاورید.

توضیح: آن چه انسان نسبت به آن معرفت کامل پیدا کند (نفوذ علمی پیدا کند)، معلوم است که کوچک‌تر از عقل و درک او می‌باشد که شناسنده توانسته‌ است بر آن احاطه‌ی علمی پیدا کند. ما حتی یک موجود یا یک فرمول یا یک مفهوم بزرگ‌تر و عمیق‌تر از عقل و سطح علمی‌ خود را نمی‌توانیم بشناسیم و به علائم و نشانه‌های آن اکتفا می‌کنیم، چه رسد به خداوند متعال.

پس بر ما نیست که برویم و خداوند متعال را بشناسیم، بلکه بر اوست که خود را به ما بشناساند و او این نیز این کار را کرده است. انسان به هر ذره‌ای که نگاه کند، نشانه‌ها و علامت‌های خالقی علیم، حکیم و قادر را در آن می‌بیند. پس کافی است که چشم خود را نبندد و خود را به جهالت نزند و به آن شناسایی اقرار کرده و ایمان بیاورد.

ج ـ اما در عین حال آسان‌ترین راه دسترسی به آن شناختی که خداوند خود عطا فرموده است «فطرت» می‌باشد. چرا که رجوع به خود بسیار راحت‌تر، جامع‌تر و سریع‌تر از رجوع به غیر است و دست کم انسان خود را بهتر می‌شناسد و به آن چه در وجود خود دارد شک نمی‌کند. مضاف بر این که فطرت در همه وجود دارد و قابل تغییر دادن نیز نمی‌باشد. و بیان فطرت نیز در انسان‌های متفاوت، یکسان است. کافی است انسان حجاب را بردارد. لذا فرمود:

«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» (الروم - 30)

ترجمه: پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمى‏دانند.

بهترین راه خدا شناسی، همان خود شناسی است. کسانی که از خود غافل شده و در بیرون به دنبال خدایی می‌گردند، یا به نتیجه‌ای نمی‌رسند و یا بسیار دیر به نتایجی می‌رسند که آنها را به خود باز می‌گرداند. لذا پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) می‌فرمودند:

«من عرف نفسه فقد عرف ربه» (بحارالانوار, ج 2, ص 32). یعنی: هر کس خود را شناخت، خدا را شناخته است.

فطرت گنجینه‌ای از معلومات و معارفی است که خداوند در وجود انسان قرار داده است و هر کس می‌تواند با توجه به فطرت خود به معارف بسیار و متفاوتی دست‌یابد. کافی است به آن رجوع کند.

یکی از این معارف، معرفت «عشق» است که بدون نیاز به کسب از بیرون در وجود همگان قرار دارد و بدون نیاز به تعریف و ترجمه، برای همه شناخته شده است. هر انسانی «عشق» را در وجود خود می‌یابد و می‌داند که عاشق است.

حال کافی است که انسان صرف نظر از مصداق‌هایی که در بیرون برای تعلق و ابراز عشق می‌یابد، به درون خود مراجعه نموده و ببیند که عاشق چیست یا کیست؟

اولین معشوق هر انسانی، «هستی» است. انسان عاشق،‌ هستی، وجود و بودن است. پس عاشق «حی لا یموت» است.

عشق به هستی، یعنی «عشق به کمال». چون هستی همان کمال است و نیستی «نقص کمال» است. وقتی می‌گوییم: جهل، یعنی نبود علم – وقتی می‌گوییم: زشتی، یعنی نبود زیبایی – وقتی می‌گوییم: ضعف، یعنی نبودن قوت و قدرت.

کافی است از هر انسانی بپرسید که چه چیزی را دوست دارد؟ اگر دقت کنید هر چه را نام ببرد، کمال است. مثلاً می‌گوید: من! هستی، زیبایی، علم، حکمت، قدرت، رأفت، مهربانی، خشم، گذشت، انتقام، غنا و توانگری، سلامتی و ... را دوست دارم. اینها همه اسم‌های خداوند متعال است، چرا که او هستی و کمال مطلق است. خداوند حی، جمیل، علیم، حکیم، قادر، رئوف، رحمن، رحیم، قاهر، غفور، منتقم، غنی، سلیم و ... می‌باشد. و هیچ کمالی وجود ندارد، مگر آن که تجلی او (اسم او) باشد. پس انسان فقط عاشق اوست و هر چه را در بیرون نیز عاشق می‌شود، چون تجلی معشوق را در او می‌بیند. مثلاً زیبایی را در یک شخص یا گل و یا قدرت را در میز و پست یا غنا را در پول می‌بیند و گمان می‌کند که این همان معشوق است!

اگر از عاشق بپرسید که آخر علم، آخر زیبایی، آخر غنا ... و نهایت هستی کجاست؟ پاسخی ندارد جز آن که بگوید: آخری ندارد، چون آخر داشتن یعنی محدود شدن و محدود شدن یعنی ورود نقص و نیستی. اگر بپرسید: آخر عشق تو به این کمالات کجاست و حد آن چقدر است؟ باز پاسخ می‌دهد که چون معشوق بی‌حد است، عشق من نیز بی‌حد است. پس انسان در فطرت خود می‌یابد که به صورت مطلق و بی‌حد، عاشق کمال مطلق و بی‌حد است. و آن چه بیرون از مصادیق زیبایی، علم ... و سایر کمالات می‌یابد، همه تجلی و محدود هستند، پس باید آن معشوق بی‌حد، آن هستی مطلق، آن کمال مطلقی که این عاشق اوست، وجود داشته باشد. و آن همان خداست که به «الله» یا سایر اسامی در لسان قرآن و نام‌های دیگر در سایر زبان‌ها نامیده می‌شود.

در نتیجه بهترین راه اثبات خدا، فطرت، یعنی رجوع به خود و خود شناسی است. هر کسی در خود می‌یابد که: نه خودش خودش را آفریده است و نه دیگری که چون خودش مخلوق است او را آفریده است، پس او و جهان هستی آفریننده‌ای دارد که به غیر از عناصر جهان است.

هر کسی با نگاه به جهان هستی و عناصر محدود آن می‌یابد که خالق باید به غیر از این عناصر باشد، چون اگر از اینها باشد خود نیز مانند اینها محدود، ناقص و در نتیجه مخلوق است.

و هر کسی در درون خود عشق به هستی و کمال مطلق را می‌یابد و می‌فهمد که هر چه می‌کند برای رسیدن به کمال است. پس باید کمالی وجود داشته باشد. و چون حد و حصر نقص است، آن کمال باید بی حد و حصر و نقص باشد و چون چنین است به وصف نمی‌آید و چون وجودش همه جا دیده می‌شود و در عین حال قابل وصف نیست، انسان از دیدن او و در شناخت او به «وله – حیرت» می‌افتد و لذا او را «الله» یعنی معبودی که همه در او در حیرت‌اند می‌نامد.

سبحان الله عما یصفون – خدا منزه از آن چیزی است که وصفش می‌کنند.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 0:17  توسط منتظر  | 

خدا وجود دارد

مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در مورد خدا صورت گرفت آرایشگر گفت:من باور نمیکنم خدا وجود داشته با شد مشتری پرسید چرا؟

آرایشگر گفت : کافیست به خیابان بروی و ببینی مگر میشود با وجود خدای مهربان اینهمه مریضی و درد و رنج وجود داشته باشد؟

مشتری چیزی نگفت و از مغازه بیرون رفت به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد مردی را در خیابان دید با موهای ژولیده و کثیف با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت می دانی به نظر من آرایشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا این حرف را میزنی؟ من اینجا هستم و همین الان موهای تو را مرتب کردم

مشتری با اعتراض گفت : پس چرا کسانی مثل آن مرد بیرون از آریشگاه وجود دارند

آرایشگر گفت : آرایشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نمیکنند .

مشتری گفت : دقیقا همین است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمیکنند . برای همین است که اینهمه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

+ نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت 1:43  توسط منتظر  | 

وفات کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه س تسلیت باد

سالروز  رحلت  حضرت فاطمه معصومه (س) به همه عاشقان و دوستداران اهل بیت (ع) تسلیت می گوییم

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت 1:30  توسط منتظر  | 

میلاد پیام اور صلح و دوستی مبارک باد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 10:21  توسط منتظر  | 

خدا را شکر کنیم

در همه حال خدا را شاکر باشیم/
+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 10:16  توسط منتظر  | 

رحلت رسول گرامی اسلام تسلیت باد

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِک اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَشايَعَتْ وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً 
                                                                                               
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 18:45  توسط منتظر  | 

فضیلت سوره واقعه

امام جعفر صادق(ع) در برهان آمده که هر کس شبهای جمعه سوره (اذا وقعت الواقعه) را قرائت کند، خدا و خلق او را دوست می‌دارند، و در دنیا تنگی و گدایی نبیند و آفتی از آفات دنیا به وی نرسد و در آخرت از رفقای حضرت امیر المومنین علی بن ابی‌طالب (ع) باشد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 18:44  توسط منتظر  | 

دردناکترین مصیبتِ حضرت حجت(ع)!

حاج ملا سلطان علی روضه خوان تبریزی که از جمله عباد و زهاد بود، نقل کرد:
« در عالم رؤیا به حضور حضرت بقیه الله ارواحنا فداه مشرف شدم و خدمت ایشان عرض کردم: مولای من، آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذکر شده است که می فرمایید: فلأ ندبنک صباحاً و مساءً و لأ بکین علیک بدل الدموع دماً، صحیح است؟
فرمودند:
بلی صحیح است.
عرض کردم: آن مصیبتی که در آن بجای اشک خون گریه می کنید، کدام است؟ آیا مصیبت حضرت علی اکبر است؟
فرمودند: نه، اگر علی اکبر زنده بود، در این مصیبت او هم خون گریه می کرد.
گفتم: آیا مصیبت حضرت عباس است؟
فرمود: نه؛ بلکه اگر حضرت عباس علیه السلام در حیات بود، او هم در این مصیبت خون گریه می کرد.
عرض کردم: لابد مصیبت حضرت سید الشهداء علیه السلام است.
فرمود: نه، حضرت سید الشهداء علیه السلام هم اگر در حیات بود، در این مصیبت، خون گریه می کرد.
عرض کردم: پس این کدام مصیبت است که من نمی دانم؟
فرمودند: آن مصیبت، مصیبت اسیری حضرت زینب علیها السلام است. »

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 18:43  توسط منتظر  | 

فضيلت واهميت نماز جمعه

یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِذَا نُودِى لِلصلَوةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسعَوْا إِلى ذِکْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ(جمعه9) فَإِذَا قُضِیَتِ الصلَوةُ فَانتَشِرُوا فى الأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِن فَضلِ اللَّهِ وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیراً لَّعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ(جمعه10):
اى کسانى که ایمان آورده اید ! هنگامى که براى نماز روز جمعه اذان گفته مى شود به سوى ذکر خدا بشتابید ، و خرید و فروش را رها کنید که این براى شما بهتر است اگر مى دانستید . و هنگامى که نماز پایان گرفت شما آزادید در زمین پراکنده شوید و از فضل الهى طلب کنید ، و خدا را بسیار یاد نمائید تا رستگار شوید . 
 

نودى از ماده نداء به معنى بانگ برآوردن است ، و در اینجا به معنى اذان است ، زیرا در اسلام ندائى براى نماز جز اذان نداریم ، چنان که در آیه 58 سوره مائده نیز مى خوانیم : «و اذا نادیتم الى الصلوة اتخذوها هزوا و لعبا ذلک بانهم قوم لا یعقلون» : هنگامى که مردم را به سوى نماز مى خوانید ( و اذان مى گوئید ) آنرا به مسخره و بازى مى گیرند ، این بخاطر آن است که آنها قومى هستند بى عقل . به این ترتیب هنگامى که صداى اذان نماز جمعه بلند مى شود مردم موظفند کسب و کار را رها کرده به سوى نماز که مهمترین یاد خدا است بشتابند .جمله«ذلکم خیر لکم ...» اشاره به این است که اقامه نماز جمعه و ترک کسب و کار در این موقع منافع مهمى براى مسلمانان دربردارد اگر درست پیرامون آن بیندیشند ، و گرنه خداوند از همگان بى نیاز و بر همه مشفق است .

بهترین دلیل بر اهمیت این فریضه بزرگ اسلامى قبل از هر چیز آیات همین سوره است ، که به همه مسلمانان و اهل ایمان دستور مى دهد به محض شنیدن اذان جمعه به سوى آن بشتابند ، و هرگونه کسب و کار برنامه مزاحم را ترک گویند ، تا آنجا که اگر در سالى که مردم گرفتار کمبود مواد غذائى هستند کاروانى بیاید و نیازهاى آنها را با خود داشته باشد به سراغ آن نروند ، و برنامه نماز جمعه را ادامه دهند . در احادیث اسلامى نیز تاکیدهاى فراوانى در این زمینه وارد شده است از جمله : در خطبه اى که موافق و مخالف آن را از پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند آمده :« ان الله تعالى فرض علیکم الجمعه فمن ترکها فى حیاتى او بعد موتى استخفافا بها او جحودا لها فلا جمع الله شمله ، و لا بارک له فى امره ، الا و لا صلوة له ، الا و لا زکوة له ، الا و لا حج له ، الا و لا صوم له ، الا و لا بر له حتى یتوب» : خداوند نماز جمعه را بر شما واجب کرده هر کس آن را در حیات من یا بعد از وفات من از روى استخفاف یا انکار ترک کند خداوند او را پریشان مى کند ، و به کار او برکت نمى دهد ، بدانید نماز او قبول نمى شود ، بدانید زکات او قبول نمى شود ، بدانید حج او قبول نمى شود ، بدانید اعمال نیک او قبول نخواهد شد تا از این کار توبه کند !

در حدیث دیگرى از امام باقر (علیه السلام) مى خوانیم : «صلوة الجمعة فریضة ، و الاجتماع الیها فریضة مع الامام ، فان ترک رجل من غیر علة ثلاث جمع فقد ترک ثلاث فرائض ، و لا یدع ثلاث فرائض من غیر علة الا منافق »: نماز جمعه فریضه است و اجتماع براى آن با امام ( معصوم ) فریضه است ، هر گاه مردى بدون عذر سه جمعه را ترک گوید فریضه را ترک گفته و کسى سه فریضه را بدون علت ترک نمى گوید مگر منافق . و در حدیث دیگرى از رسول خدا مى خوانیم : «من اتى الجمعة ایمانا و احتسابا استانف العمل» : کسى که از روى ایمان و براى خدا در نماز جمعه شرکت کند گناهان او بخشوده خواهد شد و برنامه عملش را از نو آغاز مى کند .

کسى خدمت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) آمد ، عرض کرد یا رسول الله ! من بارها آماده حج شده ام اما توفیق نصیبم نشده فرمود : «علیک بالجمعة فانها حج المساکین» : بر تو باد به نماز جمعه که حج مستمندان است ( اشاره به این که بسیارى از برکات کنگره عظیم اسلامى حج در اجتماع نماز جمعه وجود دارد ) . البته باید توجه داشت که مذمتهاى شدیدى که در مورد ترک نماز جمعه آمده است و تارکان جمعه در ردیف منافقان شمرده شده اند در صورتى است که نماز جمعه واجب عینى باشد یعنى در زمان حضور امام معصوم و مبسوط الید و اما در زمان غیبت بنابر اینکه واجب مخیر باشد ( تخییر میان نماز جمعه و نماز ظهر ) و از روى استخفاف و انکار انجام نگیرد مشمول این مذمتها نخواهد شد ، هر چند عظمت نماز جمعه و اهمیت فوق العاده آن در این حال نیز محفوظ است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 19:11  توسط منتظر  | 

بهترین اعمال:

نماز اول وقت

نیکی به پدر و مادر

جهاد در راه خدا

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 19:2  توسط منتظر  |